1 - محاصره خیمه ها در کربلا
امام صادق علیه السّلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السّلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع نمودند و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه و لشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند، و آن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.
(کافی: ج 4، ص 147)


2 - آمدن امان نامه برای فرزندان امّ البنین علیه السّلام
در این روز شمر ملعون برای حضرت عبّاس علیه السّلام و برادرانش امان نامه آورد.
(اعلام الوری: ج 1، ص 455. فیض العلام: ص 146. بحار الانوار: ج 44، ص 361)
آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبداللَّه علیه السّلام رسانید و بانگ برآورد: «أین بنو اختنا»: «پسران خواهر ما کجایند»؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند. امام حسین علیه السّلام فرمود: جواب او را بدهید اگرچه فاسق است.

حضرت عبّاس علیه السّلام در جواب فرمودند: چه می گوئی؟ شمر گفت: من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السّلام به کشتن ندهید.

حضرت عبّاس علیه السّلام با صدای بلند فرمود: «لعنت خدا بر تو و بر امیر تو (و بر امان تو) بد. ما را امان می دهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد»؟!
(از مدینه تا مدینه: ص 381 -382)


3 - درخواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السّلام
در عصر تاسوعا امام علیه السّلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتند.
(اعلام الوری: ج 1، ص 455. فیض العلام: ص 146. بحار الانوار: ج 44، ص 392)
چون عمر سعد لشکر را آماده جنگ با امام علیه السّلام نمود و معلوم شد که قصد جنگ دارند، حضرت به برادرش عبّاس علیه السّلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد. آنها در ابتدا قبول نکردند، ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.
(مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 107)


4 - آمدن لشکر تازه نفس به کربلا
در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد، و شمر نامه ابن زیاد را آورد.
(اعلام الوری: ج 1، ص 455. فیض العلام: ص 146)


5 - خطابه امام حسین علیه السّلام برای اصحابش
در عصر این روز امام حسین علیه السّلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.
(مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 107)