1 - عید غدیر
در این روز در سال دهم هجرت واقعه غدیر در بازگشت از حجه الوداع به وقوع پیوست، و طی سه روز که کاروان صد و بیست هزار نفری حجاج در غدیر خم توقف داشتند پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در بلندترین خطبه خود علی بن ابی طالب و یازده امام علیهم السّلام بعد از او را به عنوان امامان مردم تا روز قیامت معرفی کردند و از همه آن جمعیّت بیعت گرفتند.
عید بزرگ آل محمّد علیهم السّلام:
این روز بزرگترین عید آل محمّد علیهم السّلام به شمار می آید، چرا که واقعه ای مهم و عظیم بعد از زحمات انبیاء و اوصیاء و اولیاء است ، و طی آن به دستور الهی اعلان عمومی به وصایت بلافصل امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام شده است.
(توضیح المقاصد: ص 31. العدد القویه: ص 166. مصباح کفعمی: ج 2، ص 601. مناقب ابن شهر آشوب: ج 3، ص 37 . مصباح المتهجد: ص 754. بحار الانوار: ج 35، ص 150، ج 95، ص 189. فیض العلام: ص 122)
این روز عید مبارک آسمانی است.

روزی است که خداوند متعال حضرت ابراهیم علیه السّلام را از آتش نجات داد.
(مسار الشیعه: ص 22. فیض العلام: ص 125. زاد المعاد: ص 269. تقویم المحسنین: ص 14)
روزی است که توبه حضرت آدم علیه السّلام قبول شد.
(مسار الشیعه: ص 22. فیض العلام: ص 125)
روزی است که خداوند متعال حضرت موسی علیه السّلام را بر ساحران غلبه داد.
(مسار الشیعه: ص 22. فیض العلام: ص 125)
روزی است که حضرت موسی علیه السّلام در حضور امّت خود یوشع بن نون را وصی خود گردانید.
(مسار الشیعه: ص 22. فیض العلام: ص 125)
روزی است که حضرت عیسی علیه السّلام شمعون الصفا را جانشین خود گردانید.
(مسار الشیعه: ص 22. فیض العلام: ص 125)
روزی که حضرت سلیمان علیه السّلام رعیت خود را بر جانشینی آصف بن برخیا گواه گرفت.
(مسار الشیعه: ص 22. فیض العلام: ص 125)
روز عقد اخوت بستن پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بین اصحابش است.
(مصباح کفعمی: ج 2، ص 125. تقویم المحسنین: ص 14. تقویم الائمه علیهم السّلام: ص 14)
در این روز پیامبران جانشینان خود را معیّن می نمودند، و زیارت امیر المؤمنین علیه السّلام در این روز وارد شده است.
(بحار الانوار: ج 97، ص 384)
شرکت کنندگان در مراسم غدیر:
ماجرای غدیر چنین بود که در روز شنبه، چهار یا پنج روز مانده به آخر ذی القعده سال 10 ه’، پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله غسل نمودند و همراه با 120 هزار نفر از مسلمانان از مدینه خارج شدند.
(کافی: ج 4، ص 248. طبقات ابن سعد: ج 3، ص 235. ارشاد الساری: ج 6، ص 429)
در این سفر حضرت علیا مخدره صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها، امّ هانی خواهر امیر المؤمنین علیه السّلام، فاطمه بنت حمزه امّ سلمه و سایر همسران پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله از جمله عایشه و حفصه حضور داشتند.
(مناقب ابن شهر آشوب: ج 3، ص 25. طبقات ابن سعد: ج 3، ص 235. ارشاد الساری: ج 6، ص 429)
امیر المؤمنین علیه السّلام هم از یمن با عده ای وارد مکه شدند.
دستور الهی برای مراسم غدیر:
بعد از انجام اعمال حج دستور الهی رسید که علم و ودایع انبیاء را به امیر المؤمنین علیه السّلام تحویل دهند و امر ولایت آن حضرت را به مردم تبلیغ نمایند.

پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بسیار گریست، به طوری که محاسن مبارکش از اشک تر شد. حضرت از خداوند خواستند که ایشان را از شر منافقین محافظت فرماید.
(بحار الانوار: ج 37، ص 127)
در منی پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله دوبار خطبه ایراد فرمودند، و اشاره کلّی به ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند. در مسجد خیف جبرئیل نازل شد که خداوند می فرماید: «ولایت علی علیه السّلام را به مردم برسان ولی وعده محافظت از شر دشمنان را برای آن حضرت نیاورد.

در کراع الغمیم، بار دیگر جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد که:

«فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یُوحی إلَیْکَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ»: «شاید تو ترک کنی بعضی از اموری را که به تو وحی می شود و سینه تو به خاطر آن گرفته باشد».
(سوره هود: آیه 12)
باز این بار هم امر ولایت مورد تأکید قرار گرفت، ولی آیه ای دال بر محافظت آن حضرت از شر دشمنان نیامد. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله مطالب منافین را به جبرئیل فرمود و کوچ کردند.

اوایل روز 18 ذی الحجه به غدیر خم رسیدند، و بار دیگر جبرئیل نازل شد و آیه 67 سوره مائده را آورد که شامل تبلیغ ولایت مولی الموالی امیر المؤمنین علیه السّلام و در امان بودن آن حضرت از شر منافین بود.

«یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ إنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ»: «ای پیامبر تبلیغ کن به مردم آن امری را که در باره علی علیه السّلام از جانب خدا بر تو فرستاده شد و اگر این کار را انجام ندهی رسالت الهی را تبلیغ نکرده ای، و خدا تو را از شر مردم حفظ می نماید. خداوند کافران را هدایت نمی کند».
پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بر فراز منبر غدیر:
هنگام ظهر، پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بعد از نماز جماعت، بالای منبری که زیر دو درخت کهنسال بود و توسّط سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ساخته شده بود رفتند و امیر المؤمنین علیه السّلام را بر فراز منبر یک پله پائین تر قرار دادند، در حالی که عده ای از منافقین مقابل منبر بودند.

بعد از بیان کلمات گوهربار خویش در توحید و صفات کمال حق تعالی و بیان قسمت عمده ای از احکام حلال و حرام دین خدا، گذشته عرب و زندگی و عقائد آنان و زحماتی که آن حضرت کشیده اند را بیان داشتند. سپس فرمودند: «بین قرآن و اهل بیت علیهم السّلام اتصال ناگسستنی است و از یکدیگر جدا نمی شوند تا روز قیامت کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

سپس قسمتی از فضائل و مناقب امیر المؤمنین علیه السّلام را بیان فرمودند، و در باره امامت و ولایت آن حضرت و اولادشان تا حضرت مهدی علیه السّلام چند بار تأکید کردند. آنگاه فرمودند: بر من وحی شده است:

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ...».

سپس فرمودند: ای مردم، من در تبلیغ آنچه خدا بر من نازل کرده کوتاهی نکردم و من سبب نزول این آیه را بیان می کنم. جبرئیل دوبار بر من نازل شد و از جانب خداوند متعال به من امر کرد که در این مکان به هر سفید و سیاهی از هر قبیله ای اعلام کنم که علی بن ابی طالب وصی و جانشین و امام بعد از من است. او بعد از خدا و رسولش ولی و صاحب شما و اولی بر همه شما از خود شماست. در این باره خداوند بر من آیه ای نازل نموده است

«إنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ»
(سوره مائده: آیه 55)
سپس فرمودند: من از جبرئیل خواستم که از خداوند بخواهد مرا از تبلیغ این امر معذور بدارد، چون به کمی مؤمنین و زیادی منافقین و استهزاء کنندگان به اسلام آگاهم. آنگاه فرمودند: معاشر الناس و هو الامام المبین، روی بر مگردانید از ولایت او. فهو الذی یهدی الی الحق و یعمل به. اوست که هدایت به حق می کند و عمل به آن می نماید. او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است. ای مردم، او امام از طرف خداست. منکر ولایت او آمرزیده نخواهد شد و توبه اش قبول نمی شود. بعد از من افضل از همه، زنان و مردان علی است. ملعون و مورد غضب الهی است کسی که قول مرا رد کند و موافق آن نباشد. بدانید جبرئیل خبر داد که خداوند متعال می فرماید: هر کس با علی دشمنی کند و او را دوست نداشته باشد لعنت و غضب من بر او باد.

بعد فرمودند: خداوندا، تو شاهد باش. من رسالتم را ادا کردم. من رساندنم آنچه فرموده بودی. من بر همگان واضح نمودم. آگاه باشید ، غیر از برادرم علی بن ابی طالب علیه السّلام دیگری أمیرالمؤمنین نیست. امارت مؤمنین بعد از من برای احدی جز علی بن ابی طالب علیه السّلام حلال نیست.
معرفی علی بن ابی طالب علیه السّلام:
در اینجا بازوی علی علیه السّلام را گرفتند و در همین حال علی علیه السّلام دستان مبارکش را به طرف آن حضرت بلند کرد. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله آن حضرت را بالا برد به حدی که پاهای مبارک حضرت تا سر زانوهای پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله رسید. سپس فرمود: «الست اولی بکم من انفسکم» ؟ همه گفتند: «اللهم بلی». فرمود: «هذا علی اخی و وصیی، من کنت مولاه فهذا علی مولاه و هو علی بن ابی طالب. هرکس که من مولی و صاحب اختیار او هستم این علی مولی و صاحب اختیار اوست. مکان و منزلت او مثل مکان و منزلت من نزد شماست. بار الها، دوست بدار هرکس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد، و کلماتی دیگر برای تأکید فرمان الهی و اقرار مردم بیان نمودند. سپس فرمودند: خبر غدیر را حاضرین به غتئبین و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.
بیعت لسانی و عملی:
همین که آن حضرت از منبر پائین آمدند، مردم با صدای بلند با زبان و دست بیعت کردند و پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله می فرمود: «هنئونی هنئونی»
(الغدیر: ج 1، ص 276)
به من تبریک بگوئید.

بعد دستور دادند تا چادری جداگانه برای أمیرالمؤمنین علیه السّلام زدند و فرمود: همه بروند و به آن حضرت سلام کنند و بگویند: «السّلام علیک یا أمیرالمؤمنین». عمر آمد و سلام کرد و گفت: «بخ بخ یابن ابی طالب، أصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه».
(بحار الانوار: ج 38، ص 344. ملحقات احقاق الحق: ج 6، ص 468 - 469. الغدیر: ج 1، این مطلب را از 60 منبع اهل سنّت نقل کرده است)
ابوبکر نیز در این تهنیت با عمر شریک بود.
(فیض العلام: ص 123، به نقل از دار قطنی و عاصمی)
بیعت سه روز طول کشید و در این سه روز نماز ظهر و عصر را با هم می خواندند. بعد از نماز بیعت تا غروب ادامه داشت، و نماز مغرب و عشا را نیز با هم می خواندند.
بیعت زنان:
برای بیعت زنان، ظرف آبی زیر پرده ای قرار دادند، به طوری که نصف ظرف در طرفی و نصف دیگر آن در طرف دیگر پرده قرار داشت . یک طرف أمیرالمؤمنین علیه السّلام دست مبارک خود را داخل ظرف آب قرار داده بودند، و طرف دیگر زنها دست خود را می گذاشتند و ضمن تبریک می گفتند: «السّلام علیک یا أمیرالمؤمنین». حضور حضرت صدیقه طاهره سلام اللَّه علیها زینت بخش مراسم بود.

از سوی دیگر بیعت عایشه این سابقه او را در اذهان ثبت کرد تا روزی که جنگ جمل را برپا کرد، و در مقابل صاحب غدیر صف آرائی نمود و با خواری و ذلّت از لشکر ولایت شکست خورد.
(بحار الانوار: ج 21، ص 38. عوالم: ج 3/15، ص 309)
بعد از اعلام ولایت در غدیر، جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: «الْیَوْمَ أکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ اْلإِسْلامَ دیناً»
(سوره مائده: آیه 3)
«امروز برای شما دینتان را کامل نمودم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم».

2 - قتل عثمان
در این روز در سال 34 ه’ عثمان بن عفان بعد از محاصره خانه او توسّط مسلمین، در سن 81 یا 90 سالگی به دست مردی از اهل مصر کشته شد.
(تاریخ الخلفاء: ص 162. مسار الشیعه: ص 21 - 22. توضیح المقاصد: ص 32. العدد القویه: ص 166. مصباح کفعمی: ج 2، ص 601. بحار الانوار: ج 95، ص 189. فیض العلام: 125)
عثمان را بعد از کشتن از خانه اش بیرون آوردند و در یکی از مزبله های مدینه انداختند. از ترس مهاجرین و انصار کسی او را دفن نمی کرد، تا بعد از سه روز با نیرنگ او را به مقبره یهودیان مدینه به نام «حش کوکب» بردند و دفن کردند. معاویه در دوران خلافتش خانه های بین این قبرستان و بقیع را خراب کرد، و آن را به قبرستان مسلمین متّصل کرد!
(مسار الشیعه: ص 21 - 22. فیض العلام: ص 125)
خلافت غاصبانه عثمان:
عثمان بعد از عمر بن خطاب به جای او نشست. عمر در زمان حیات خود بارها گفته بود که بعد از من خلافت از آن عثمان است
(تاریخ دمشق: ج 39، ص 188 - 189)
ولی به ظاهر امر خلافت را به شوری گذاشت، و آن را به گونه ای پیش بینی کرد که سرانجامش خلافت عثمان شود.
بدعتهای عثمان:
عثمان در ایامی که حکومت را به دست داشت خلافهای بزرگی انجام داد:

1 - منازلی وسیع و زیبا از سنگ و آجر و ساروج و دربهائی از چوبهای هندی و خوشبو و گران قیمت ساخت. باغها و زمینها و چشمه های زیادی را مالک شد، و اموال بسیاری را در خزانه خود جمع آوری کرد. هنگامی که کشته شد صد و پنجاه هزار دینار و یک میلیون درهم نزد خازن او بود. اضافه بر زمینهای اطراف حنین که صد هزار دینار قیمت داشت، و گاو و گوسفند و شتر فراوانی که از او بر جای مانده بود.
(مروج الذهب: ج 2، ص 341)
2 - به گروهی چون عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام آن قدر مال و باغ و زمین داد که آنها هم خانه های سنگی و آجری و گچ کاری شده بنا کردند.

فقط زبیر بعد از مرگ پنجاه هزار دینار، هزار غلام و هزار اسب از خود بر جای گذاشت.
(مروج الذهب: ج 2، ص 341)
3 - عبیداللَّه بن عمر را به خاطر قتل سه مسلمان قصاص نکرد. بعد از دفن عمر بن خطاب، عبیداللَّه پسر عمر چون دسترسی به ابولؤلؤ پیدا نکرد، بر در خانه او دختر کوچکش را کشت. هرمز عجمی مسلمان و جفینه غلام سعد بن ابی وقاص را هم کشت، به جرم اینکه چند روز قبل از کشته شدن عمر آن دو نفر را دیده بود با فیروز در حال گفتگو هستند.

سعد وقاص عبیداللَّه بن عمر را زمین زد و شمشیرش را گرفت و به غلامانش دستور داد او را حبس کردند تا امر شوری تمام شود. عثمان که خلیفه شد، علی بن ابی طالب علیه السّلام و دیگران گفتند: «او را قصاص کن». عثمان او را آزاد کرد و گفت: دیروز پدرش کشته شده، امروز پسرش را بکشم ؟ من به عنوان خلیفه مسلمین، عبیداللَّه را بخشیدم.
(الغدیر: ج 9، ص 260. دانستنیهای تاریخ: ج 3، ص 223)
4 - حکم بن ابی ال عاص پدر مروان را که دشمن خدا و رسول بود با احترام به مدینه آورد. او عموی عثمان بود که به عداوت با پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و اهل بیت علیهم السّلام مشهور بود. حکم به خاطر جسارتهائی که به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله نموده بود، از طرف آن حضرت به طائف تبعید شد. بعد از شهادت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله ابوبکر و عمر شفاعت عثمان را برای حکم قبول نکردند. همین که حکومت به دست عثمان رسید، عموی خود حکم و مروان را با اطرافیان آنها به مدینه آورد و مخالفت صریح با امر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله نمود.

دیری نگذشت که به جای حکم، ابوذر را بعد از ضرب و شتم بسیار تبعید کرد. از سوی دیگر صد هزار درهم از اموال مسلمین را به حکم داد. همچنین خمس افریقیه را که صد هزار دینار بود و همه مسلمین در آن شریک بودند، با فدک به مروان داد ! و نیز مروان را برای وزارت و کتابت اسرار خود انتخاب کرد و حال اینکه پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله مروان و حکم را بارها لعنت فرموده بود.
(شفاء الصدور فی شرح زیاره العاشور: ج 1، ص 321)
5 - ولید بن عقبه را که پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله فرموده بود: «اهل آتش است»، والی کوفه کرد. ولید مردی فاسق و شارب الخمر بود و شبی تا صبح با کنیزان و مغنیه ها مشروب خورد و صبح با همان حال به مسجد رفت و نماز صبح را چهار رکعت خواند و گفت: دوست دارید بیشتر بخوانم ! او در حالتی که سجده را طول داده بود می گفت: «اشرب و اسقنی».
(مروج الذهب: ج 2، ص 343 - 344)
قتل عثمان به دست مردم:
آخر الامر تعداد زیادی از مردم کوفه و مصر و بصره به عنوان اعتراض نزد عثمان آمدند و چون او اوضاع را خطرناک دید با واسطه قرار دادن أمیرالمؤمنین علیه السّلام، وعده داد که به درخواست آنها عمل کند، و حکّام را تعویض و حسن سیره و عدل را پیشه کند. امّا هنگامی که معترضین به شهرهای خود باز می گشتند، پیک مخصوص عثمان را دیدند که از بیراهه می رود. او را گرفتند و نامه ای از طرف عثمان دیدند که به والی مصر نوشته است: به محض آمدن اینها، یکی را بکش، و دست دیگری را قطع کن. .. آنان برگشتند و افراد زیادی در مسیر همراه آنها به مدینه آمدند و حدود پنجاه روز خانه او را محاصره کردند.

عثمان در ایّام محاصره، از أمیرالمؤمنین علیه السّلام آب طلبید. حضرت سه مشک آب سرد بردند، ولی آخر الامر معترضین به منزل او ریختند و مردی مصری عثمان را کشت. گرچه بنی هاشم مانع شدند، و بنابر نقلی امام حسن علیه السّلام جراحت مختصری برداشت و سر قنبر زخمی شد.
(مروج الذهب: ج 2، ص 353)

3 - خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السّلام
در روز قتل عثمان در سال 34 ه’ مردم با أمیرالمؤمنین علیه السّلام بیعت کردند.
(مسار الشیعه: ص 21 - 22. فیض العلام: ص 25. تتمه المنتهی: ص 16. مستدرک سفینه البحار: ج 5، ص 212)