مرگ حفصه (564)

در ماه شعبان سال 45 ه‍ حفصه از دنیا رفت و مروان بر جنازه او نماز خواند(565). حفصه دختر عمر بن خطاب ابتدا زوجه خنیس بن عبد الله بود. بعد از آنكه خنیس وفات كرد عمر او را به عقد پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در آورد. او با اخلاق و رفتار خود پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و اهل بیت (علیهم السلام ) را مى آزرد، به حدى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) او را طلاق داد و با اصرار بعضى رجوع فرمود(566).
در جنگ جمل خواست با عایشه حركت كند. ولى برادرش عبد الله بن عمر مانع گردید. اما هنگامى كه لشكر امیر المؤ منین (علیه السلام ) به منزل ذى قار رسیدند عایشه نامه اى به این مضمون براى حفصه نوشت : ((خبر زیادى لشكر ما به على بن ابى طالب (علیه السلام ) رسیده است و او از ترس در ذى قار اقامت كرده است و از این جنگ جان سالم به در نخواهد برد...)).
چون نامه به دست حفصه رسید كنیزان و مغنیه ها را جمع كرد و آنان دایره ها مى نواختند و اشعارى مى خواندند كه در آنها امیر المؤ منین (علیه السلام ) را به بدى ذكر مى كردند و زنهاى بنى امیه جمع شدند و شادى مى كردند.
خبر به ام كلثوم (علیها السلام ) كه رسید با عده اى زا بانوان به صورت ناشناس وارد مجلس شدند و ناگهان صورتها را باز كردند. حفصه خجالت كشید.ام كلثوم (علیها السلام ) آیه اى كه مربوط به زنهاى حضرت نوح و لوط (علیهم السلام ) بود كه نافرمانى آن دو پیامبر را نمودند و درباره حفصه و عایشه نازل شده بود بر حفصه قرائت كرد(567) و فرمود: اگر تو و عایشه امروز براى خوارى پدر من امیر المؤ منین (علیه السلام ) به یكدیگر كمك مى كنید، این كار شما تازگى ندارد چرا كه همین معامله را با جدم پیامبر (صلى الله علیه و آله ) كردید.
حفصه چون دید رسوا شده است نامه عایشه را پاره كرد و از ام كلثوم (علیها السلام ) خواست بیشتر از این او را رسوا نكند(568).

جنگ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با بنى سعد

در شعبان سال ششم هجرت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) حضرت امیر المؤ منین (علیه السلام ) را به همراه 100 نفر براى مقابله با طائفه بنى سعد در اطراف مدینه فرستاد. بنى سعد با خبر شده فرار كردند و مسلمانان صد شتر و هزار گوسفند به غنیمت گرفتند. امیر المؤ منین (علیه السلام ) چند شتر براى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) جدا كرد و سایر غنایم را بین مسلمانان تقسیم فرمود و به مدینه بازگشتند(569).

شهادت سعید بن جبیر

در این ماه در سال 95 ه‍ جناب سعید بن جبیر كوفى به دست حجاج بن یوسف ثقفى به شهادت رسید(570).
سعید مردى فقیه ، زاهد و عابد بود كه توفیق كسب علم از محضر مبارك حضرت زین العابدین (علیه السلام ) را یافته بود. او به خاطر اعتقاد خالص ‍ و محبت كاملى كه به اهل بیت معصومین (علیهم السلام ) داشت ، نزد امام زین العابدین (علیه السلام ) از احترام خاصى برخوردار بود.
هنگامى كه حجاج خواست آن بزرگوار را شهید كند، دعا كرد كه حجاج بعد از شهادت او قادر به قتل هیچكس نشود. خداوند دعاى او را مستجاب كرد و حجا 15 تا 20 روز بعد از شهادت سعید زنده بود و كسى را نكشت تا به مرض آكله به درك واصل شد.
بعد از آنكه حجاج سر آن بزرگوار را جدا كرد، دو پاى مبارك او را نیز از ساق جدا كردند، در حالى كه از سن مباركش 57 یا 79 سال مى گذشت در شهر الحى در واسط عراق مدفون شد. قبر آن بزرگوار یكى از زیارتگاههاى محبین اهل بیت (علیهم السلام ) است كه داراى گنبد و صحنى بزرگ مشتمل بر چهار در است (571).
بعضى مرگ حجاج را 15 روز(572) و بعضى 20 روز و عده اى 40 روز(573) بعد از شهادت جناب سعید بن جبیر نقل كرده اند، كه اگر مرگ حجاج رد 13 ماه رمضان باشد، شهادت سعید به ترتیب در روزهاى 27 یا 28 یا 22 یا 23 و 2 یا 3 شعبان محتمل است ، ولى قدر مسلم این است كه شهادت سعید در شعبان بوده است .

مرگ مغیره بن شعبه

در ماه ش ع وحدت بان سال 50 ه‍ (574) مغیره بن شعبه در حالیكه از طرف معاویه حاكم كوفه بود، در سن 70 سالگى به درك واصل شد(575) و زیاد بن ابیه به جاى او منصوب شد. مغیره بن شعبه در كوفه سب به امیر المؤ منین (علیه السلام ) مى نمود و خطبا را امر مى كرد كه آن حضرت را لعن كنند و تا زمان فرا رسیدن مرگش این عمل را ترك نكرد(576).
مغیره از اصحاب صحیفه ملعونه و لیله عقبه بود كه مى خواستند پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را به قتل برسانند، و همچنین از اصحاب سقیفه است (577).
او از كسانى بود كه در آتش زدن در منزل امیر المؤ منین (علیه السلام )، شكستن در، كتك زدن به مادر سادات حضرت صدیقه شهیده فاطمه الزهرا (علیها السلام ) و سقط جنین شریك بود(578).
زناى مغیره با ام جمیل در بصره شهرت خاص دارد و در كتب شیعه و سنى با مدارك مختلف ذكر شده است . ابن ابى الحدید مى گوید: مغیره زناكارترین مردم در جاهلیت و اسلام بود(579). مغیره از كسانى بود كه به دستور معاویه همراه با عمرو عاص و عروه بن زبیر روایاتى دروغین ساختند كه مقتضاى آنها وجوب لعن و برائت از امیر المؤ منین (علیه السلام ) بود و براى این كار معاویه جوائز فوق العاده اى براى آنان مقرر كرد(580).
او در محضر امام حسن (علیه السلام ) جسارتها به پدر بزرگوارش ‍ نمود(581). اما آن حضرت جوابهاى مناسبى به او دادند و در آخر فرمودند: ((تو آن كسى هستى كه در شهادت مادرم و برادرم محسن (علیهم السلام ) شریك بودى ...)).

پی نوشته ها :