ولادت حضرت بقیه الله الاعظم صلوات الله علیه


در سال 255 ه‍ شب جمعه ! ولادت خاتم الاوصیاء منتقم آل محمد (صلى الله علیه و آله )، آخرین امام بر حق و ولى مطلق خداوند حضرت بقیه الله حجه بن الحسن عجل الله تعالى فرجه الشریف واقع شده است (516).
در این شب آب زمزم زیاد مى شود به گونه اى كه همه مى توانند رؤ یت كنند(517)، ولى اكنون روى آن پوشیده است . در این شب برات آزادى از آتش براى افراد زیادى نوشته مى شود، و آن را ((شب برات )) و ((شب مبارك )) و ((شب رحمت )) گویند.
از امام باقر و امام صادق (علیهم السلام ) راویت شده كه فرمودند: وقتى شب نیمه شعبان شود، منادى از افق اعلى ندا مى كند: ((اى زائرین قبر حسین بن على برگردید در حالى كه گناهان شما آمرزیده شده و اجرا شما با خداى شما و محمد باشد)). ولى كسى كه استطاعت زیارت قبر امام حسین (علیه السلام ) را ندارد قبور مطهر ائمه دیگر را زیارت كند؛ و اگر این هم ممكن نیست با اشاره به طرف قبرشان سلام دهد(518).
نام پدرشان حضرت ابو محمد حسن بن على (علیه السلام )، و نام مادرشان حضرت نرجس (علیها السلام ) است (519).
 
ماجراى شب ولادت

امام حسن عسكرى (علیه السلام ) در شب ولادت براى عمه بزرگوار خود جناب حكیمه خاتون (علیها السلام ) پیغام فرستاده فرمودند: امشب نزد ما افطار كن كه شب نیمه شعبان است و خداوند حجت خود را آشكار مى سازد(520).
ولادت امام زمان (علیه السلام ) در شهر سامرا به هنگام طلوع فجر نیمه شعبان 255 ه‍ بوده است . بر شانه راست آن حضرت نوشته شده بود: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا.
پس از تولد آن بزرگوار را نزد پدر بردند و شروع به سخن فرمود: اءشهد اءن لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اءن علیا اءمیر المؤ منین ولى الله و ائمه معصومین (علیهم السلام ) را یكى بعد از دیگرى نام برد تا به وجود شریف خود رسید و براى فرج محبین خود دعا فرمود.
 
امام زمان (علیه السلام ) در آغوش پدر

آنگاه حسب الامر امام عسكرى (علیه السلام )، حكیمه خاتون او را نزد مادرش نرجس خاتون برد. حكیمه خاتون مى فرماید: روز هفتم به خدمت امام حسن (علیه السلام ) رفتم . حضرت فرمود: ((پسر مرا بیاورید)). آن وجود سراپا جود را نزد آن امام بردیم . حضرت زبان در دهان وى گذاشتند و فرمودند: ((پسرم ، سخن بگو)). دیدم آنچه در روز اول از او شنیده بودم از اقرار به وحدانیت و ثنابر جد خود پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و امیر المؤ منین (علیه السلام ) و سایر ائمه (علیهم السلام ) تا پدر بزرگوارش دوباره بیان كرد و این آیه را تلاوت فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم و نرید اءن نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمكن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا یحذرون (521).
سپس پدر بزرگوار شان فرمودند: بخوان آنچه را كه خدا بر پیامران خود نازل فرمود. حضرت خواند صحف آدم را به لغت سریانى آغاز نمود، و بعد كتاب ادریس و نوح و صالح و صحف ابراهیم و تورات موسى و انجیل عیسى وزبور داود و فرقان محمد (صلى الله علیه و آله ) را قرائت نمود. بعد از آن بیان قصص انبیاء و مرسلین را شروع نمود.
حكیمه خاتون مى گوید: پس از چهل روز دیگر، دوباره خدمت فرزند برادرم امام عسكرى (علیه السلام ) رفتم و حضرت صاحب الزمان (علیه السلام ) را دیدم كه راه مى رود. امام عسكرى (علیه السلام ) فرمود:اى عمه ، مولود عزیز نزد خدا این است . گفتم :اى سید و مولاى من ، نشو و نماى او را در چهل روز زیادتر از دیگران مى بینم . حضرت فرمودند:اى عمه ، ما اوصیاء در یك روز نشو و نماى یك هفته دیگران را، و در یك جمعه نشو و نماى یك سال دیگران را مى نماییم . من برخاستم و سر آن طفل را بوسیده و به منزل مراجعه كردم (522).
 
القاب امام زمان (علیه السلام )

از القاب آن نور الهى (523) ((حجه الله ))، ((حجه آل محمد))، ((صاحب الزمان )) یعنى فرمانرواى عصر خود، ((مالك رقاب خلایق )) یعنى امر امر او و نهى نهى او و حكم حكم او و فرمان فرمان اوست ، ((مهدى )) كه خلق به وسیله او هدایت مى یابند و به وجود مقدس او از جاده ضلالت به شاهراه هدایت رسیده رستگار مى شوند، ((قائم )) كه حضرت صادق (علیه السلام ) فرمودند: ((از این جهت كه به حق قیام مى نماید او را قائم گویند))؛ ((منتظر)) كه براى او غیبت طولانى است ، و مخلصین او انتظار خروجش ‍ را مى كشند و شكاكین او را انكار مى كنند.
 
اوصاف امام زمان (علیه السلام )

اوصاف ظاهرى آن حضرت (524) شباهتهاى زیادى به رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) دارد. خطى از موى سبز رنگ مانند زمرد از گردن تا ناف مبارك او كشیده است . صورت مباركش مانند ستاره اى درخشنده نورانى است . امیر المؤ منین (علیه السلام ) مى فرماید: ((او جوانى است خوش روى و خوش موى و نور صورت مباركش بر سیاهى محاسن انور و او غالب است )). امام باقر (علیه السلام ) مى فرماید: ((رنگ مباركش مایل به سرخى است مانند گل سرخ شكفته و چشمانش گشاده و میان ابروهایش ‍ مرتفع و ما بین شانه هاى او باز است . گشاده جبین است و بینى او بلند و نازك و شكم مباركش بر آمدگى دارد، و بیخ دندانهاى ثنایایش گشاده است .
 
مادر امام زمان (علیه السلام )

والده حضرت صاحب الامر (علیه السلام ) حضرت نرجس خاتون است كه نامها و القاب دیگر حضرت ملیكه ، ریحانه ، صیقل ، سوسن است . در زیارت آن حضرت كه تمامى عبارات آن دلالت واضحى بر علو منزلت آن بانو دارد توصیف به راضیه ، مرضیه ، صدیقه ، تقیه ، نقیه ، زكیه شده است .
بنابر نقلى جناب نرگس در سال 261 ه - در سامراء از دنیا رحلت كرد و در جوار امامین حضرت هادى و امام عسكرى (علیهم السلام ) دفن شد(525). بنابر نقلى دیگر در سال 260 هه قبل از شهادت امام عسكرى (علیه السلام ) رحلت نمود(526)، زیرا هنگامى كه امام (علیه السلام ) از وقایع بعد از شهادت خود نسبت به فرزند و عیالش خبر داد حضرت نرجس خاتون (علیها السلام ) از آن حضرت خواستند كه دعا بفرمایند قبل از ایشان دنیا بروند(527).
حضرت حكیمه خاتون دختر حضرت جواد الائمه (علیه السلام ) است كه توفیق رؤ یت و درك چهار امام معصوم (علیهم السلام ) را داشته است (528). ایشان در سال 274 ه‍ در سامراء رحلت فرمودند(529).
ایشان محرم اسرار اهل بیت (علیهم السلام ) بوده و كسى است كه در ولادت حضرت صاحب الزمان (علیه السلام ) حاضر بوده و چندین بار خدمت آن حضرت مشرف شده است . بعد از وفات امام حسن عسكرى (علیه السلام ) یكى از سفرا بوده كه به واسطه او مردم به حوائج خود نایل مى شدند(530).
 
ایام پس از ولادت امام زمان (علیه السلام )

پس از گذشت یك شب از ولادت امام عصر (علیه السلام )، نسیم خادم خدمت آن حضرت رسید و عطسه كرد. امام (علیه السلام ) فرمود: یرحمك الله . سپس فرمود: ((عطسه تا سه روز امان از مرگ است (531))). این ماجرا در روز 25 شعبان هم نقل شده است (532).
سه روز بعد از ولادت امام عصر (علیه السلام )، حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام ) فرزند خود را به اصحاب خاص نمایاند و امامت او را تصدیق فرمودند(533).
 
غیبت صغرى

در غیبت صغرى چهار تن از بزرگان شیعه به ترتیب وكیل و سفیر و نایب خاص امام زمان (علیه السلام ) بودند، كه خدمت آن حضرت مى رسیدند و وكالتشان مورد تاءیید آن حضرت بود، و پاسخهاى امام (علیه السلام ) در حاشیه نامه ها توسط نواب به دست مردم مى رسید.
البته غیر از این چهار نفر وكلاى دیگرى هم از طرف امام (علیه السلام ) در بلاد مختلف بودند كه به وسیله همین چهار بزرگوار امور مردم را به عرض ‍ امام زمان (علیه السلام ) مى رساندند و از سوى امام (علیه السلام ) در امور آنها توقیع هایى صادر شده بود(534). سفارت این چهار بزرگوار سفارت مطلق و تام بوده ، ولى دیگران در موارد خاصى سفارت داشتند، مانند ابوالحسین محمد بن جعفر اسدى ، احم بن اسحاق اشعرى ، ابراهیم بن محمد همدانى ، احمد بن حمزه بن الیسع (535).
نواب اربعه عبارتند از ابو عمرو عثمان بن سعید عمرى ، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمرى ، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى ، ابوالحسن على بن محمد سمرى .
نائب اول عثمان بن سعید مورد اعتماد مردم و جلیل القدر و وكیل حضرت هادى و امام عسكرى (علیهم السلام ) نیز بود(536). او به امر امام (علیه السلام ) متصدى كفن و دفن امام عسكرى (علیه السلام ) گردید(537).
چون امام عسكرى (علیه السلام ) در محله عسكر سكونت داشتند و تماس ‍ با آن حضرت براى شیعیان مشكل بود. عثمان بن سعید چون روغن فروش ‍ بود، اموال را در ظرفهاى روغن مى ریخت و به خدمت امام (علیه السلام ) مى برد(538)
احمد بن اسحاق قمى هنگامى كه از امام هادى (علیه السلام ) پرسید: آقاى من ، گاهى غایب و گاهى حاضرم . وقتى هم كه حضور دارم همیشه نمى توانم خدمتتان برسم . سخن چه كسى را بپذیریم و فرمان چه شخصى را اطاعت كنم ؟ حضرت فرمود: این ابو عمرو عثمان بن سعید عمرى مورد اطمینان و امین است ، آنچه به شما بگوید از من مى گوید و آنچه به شما برساند از من مى رساند.
احمد بن اسحاق مى گوید: پس از رحلت امام هادى (علیه السلام ) نزد امام عسكرى (علیه السلام ) رفته همان گفته را تكرار كردم . آن حضرت مانند پدر بزگروارشان فرمودند: ابو عمرو امین و مورد اطمینان امام گذشته و مورد اطمینان من در زندگى و پس از مرگ من است . آنچه به شما بگوید و آنچه به شما برساند از من مى رساند(539).
جناب عثمان بن سعید پس از امام عسكرى (علیه السلام ) به فرمان حضرت مهدى (علیه السلام ) به وكالت و نیابت ادامه داد، و شیعیان مسائل خود را نزد او مى بردند و پاسخ امام (علیه السلام ) توسط او به مردم مى رسید(540).
نائب دوم ابوجعفر محمد بن عثمان بود و او نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و در تقوى و عدالت و بزرگوارى مورد اعتماد و احترام شیعیان بود، عثمان بن سعید پیش از وفات به فرمان امام عصر (علیه السلام ) فرزند خود ابوجعفر محمد بن عثمان را به جانشینى خود و نیابت امام (علیه السلام ) معرفى كرد. این در حالى بود كه امام عسكرى (علیه السلام ) نسبت به او و پدرش اظهار اعتماد و اطمینان فرموده بود و شیعه بر عدالت و تقوى و اطاعت او اتفاق داشتند(541).
پس از درگذشت نائب اول جناب عثمان بن سعید، توقیعى از جانب امام زمان (علیه السلام ) در مورد وفات او و نیابت فرزندش محمد صادر شد كه ترجمه قسمتى از آن چنین است : ((انا لله و انا الیه راجعون ، در برابر فرمان خدا تسلیم و به قضاى او راضى هستیم . پدرت سعادتمند زیست و پسندیده در گذشت . خداوند او را رحمت كند و به پیشوایان و سرورانش ‍ (علیهم السلام ) ملحق سازد. از كمال سعادت پدرت بود كه خداوند فرزندى چون تو را به او عنایت كرد كه پس از او جانشینش گردى ، و در امورش قائم مقام او باشى و برایش طلب رحمت و آمرزش نمایى (542))).
از محمد بن عثمان پرسیدند: صاحب الامر (علیه السلام ) را دیده اى ؟ گفت : آرى و آخرین ملاقاتم با او كنار بیت الله الحرام بود كه مى فرمود: اللهم اءنجز لى ما و عدتنى و نیز او را در مستجار نزدیك ركن یمانى كعبه دیدم كه مى گفت : اللهم انتقم لى من اءعدائى (543).
این بزرگوار كتابهایى در فقه تاءلیف كرده كه مشتمل است بر آنچه از امام عسكرى (علیه السلام ) و از پدر خود شنیده بود(544).
محمد بن عثمان براى خود قبرى ترتیب داده بود و آن را با ساج پوشانده بود و روى آن آیاتى از قرآن كریم و اسامى ائمه طهار (علیهم السلام ) را نوشته بودم هر روز داخل آن مى شد و یك جزء قرآن قرائت مى كرد و بیرون مى آمد(545). او پیش از مرگ از روز وفات خود خبر داد و در همان روز كه خبر داده بود در گذشت (546). همچنین پیش از رحلت به شیعیان خبر داد كه امام (علیه السلام ) جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى را براى سفارت و ارتباط با خود انتخاب فرموده اند و او قائم مقام من است و به او مراجعه كنید(547). او در سال 305 ه‍ رحلت فرمود(548).
نائب سم جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى است كه نزد موافق و مخالف عظمت و بزرگى ویژه اى داشت ، و به عقل و بینش و تقوى و فضیلت نزد عموم فرقه هاى مختلف مذهبى مشهور بود و در زمان نائب دوم از جانب او متصدى پاره اى از امور بود.
با اینكه میان یاران نائب دوم ، جعفر بن احمد بن متیل از همه به او نزدیكتر بود، و حتى در اواخر زندگى جناب محمد بن عثمان ، غذاى منزل او را در منزل جعفر بن احمد بن متیل تهیه مى كردند، و در میان اصحاب احتمال نیابت و جانشینى جعفر بن احمد بیشتر بود، اما در آخرین ساعات زندگى جناب محمد بن عثمان كه جعفر بن احمد بالاى سر او و حسین بن روح پایین پایش نشسته بود، به جعفر بن احمد رو كرد و فرمودن ((ماءمور شده ام كه امور را به ابوالقاسم حسین بن روح واگذار نمایم )). جعفر بن احمد از جا برخاست و دست حسین بن روح را گرفت و او را بالاى سر محمد بن عثمان نشاند و خود در پایین پاى او نشست (549).
در 6 شوال سال 305 ه‍ اولین توقیع از ناحیه مقدسه امام عصر (علیه السلام ) براى او صادر شد كه متن آن چنین بود: ((ما او را مى شناسیم ، خداوند تمامى خیر و رضاى خویش را به او بشناساند و به توفیق خود او را یارى نماید. از مكتوب او مطلع شدیم و نسبت به او وثوق و اطمینان داریم . او را نزد ما مكان و منزلتى است كه خشنودش مى سازد. خداوند احسان خویش را به او بیفزاید كه خدا ولى و توانا بر همه چیز است ، و سپاس ‍ خداى را كه شریكى ندارد و درود و سلام فراوان خداوند بر فرستاده او محمد و بر خاندان او صلوات الله علیه )).
از ابو سهل نوبختى صاحب تاءلیفات كه از متكلمین بزرگ بغداد بود پرسیدند: براى چه جناب ابوالقاسم حسین بن روح به مقام نیابت نایل شده و شما نایل نشدید؟ گفت : ائمه (علیهم السلام ) داناترند و آنچه برگزینند شایسته تر و مناسب تر است ، ولى من فردى هستم كه با خصم برخورد و مناظره مى كنم و اگر نائب امام (علیه السلام ) بود و مكان امام زمان (علیه السلام ) را مى دانستم چنانكه ابوالقاسم حسین بن روح به جهت نیابت مى داند و در گیر و دار بحث پیرامون مام (علیه السلام ) با مخالفان در تنگنا قرار مى گرفتم ممكن بود نتوانم خود را كنترل كنم و جاى آن حضرت را افشا نمایم ؛ ولى ابوالقاسم اگر امام (علیه السلام ) در زیرا دامان او مخفى باشد و او را با آلات برنده تكه تكه نمایند دامان خود را از او بر نمى دارد و او را به دشمن نشان نخواهد داد(550).
جناب ابوالقاسم حسین بن روح حدود 21 سال مقام نیابت داشت . او قبل از وفات امور نیابت را به امر امام (علیه السلام ) به ابو الحسن على بن محمد سمرى واگذاشت ، و در ماه شعبان سال 326 هجرى در گذشت . آرامگاه او در بغداد است (551). نائب چهارم ابوالحسن سمرى است كه حسب الامر حضرت صاحب الزمان (علیه السلام ) به جناب حسین بن روح ، امر نیابت بعد از او به ابو الحسن سمرى واگذار شد. به فرموده بزرگان رجال ، عظمت و جلالت قدر او محتاج به توصیف نیست . ابوالحسن سمرى روزى به جمعى از مشایخ كه نزد او بودند فرمود: ((خداوند به شما در مصیبت على بن بابویه قمى اجر عنایت فرماید. در این ساعت او از دنیا رفت )). آنان ساعت و روز و ماه را یادداشت كردند، و 17 یا 18 روز بعد خبر رسید كه در همان ساعت على بن بابویه قمى در گذشته است (552).
 
پایان غیبت صغرى

پیش از وفات على بن محمد سمرى گروهى از شیعیان نزد او گرد آمدند و پرسیدند: ((پس از شما چه كسى جانشین شما خواهد بود))؟ پاسخ داد: من ماءمور نشده ام كه در این مورد به كسى وصیت كنم (553). سپس توقیعى را كه از سوى امام غایب (علیه السلام ) در این باره صادر شده بود به شیعیان نشان داد. آنان از روى توقیع استنساخ كردند كه مضمون آن چنین بود: ((بسم الله الرحمن الرحیم ،اى على بن محمد سمرى ، خداوند در مصیبت تو فراهم آور و به هیچكس وصیت مكن كه پس از تو جانشین تو شود. غیبت كبرى واقع شد و ظهورى نخواهد بود تا آنگاه كه خداى متعال فرمان دهد، كه پس از مدت طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم است . به زودى افرادى نزد شیعیان نم مدهى مشاهده من مى شوند. آگاه باشید كه هر كس پیش از خروج سفیانى و پیش از صیحه (554) چنین ادعایى نماید (یعنى ادعاى رؤ یت به عنوان سفارت و نیابت نماید) دروغگو و افترا زننده است و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم (555))).
روز ششم كه مصادف با نیمه شعبان سال 329 ه‍ بود جناب ابو الحسن سمرى در گذشت ، و در خیابان خلنجى كنار نهر ابو عتاب در بغداد دفن گردید(556).
مجلسى (رحمه الله ) از احتجاج مرحوم شیخ طبرسى نقل مى فرماید: هیچیك از نائبان خاص امام عصر (علیه السلام ) جز با فرمان صریحى از جانب آن حضرت و تعیین و نصب و معرفى نایب قبلى به نیابت قیام نكرد. شیعه نیز گفتار هیچیك را نپذیرفت مگر بعد از بروز نشانه و معجزه اى به دست هر یك از آنان از طرف امام عصر (علیه السلام ) كه بر راستى گفتار و درستى نیابتشان دلالت مى كرد(557).
 
وظایف زمان غیبت كبرى

شیعیان و دوستان آن حضرت در زمان غیبت وظایفى دارند از جمله :
1. قرائت دعاى ندبه در روزهاى جمعه ، عید فطر، عید قربان ، عید غدیر.
2. زیارت آن حضرت در روز جمعه .
3. براى ثبات و محكم ماندن اعتقادات خواندن این دعاى شریف : یا الله ، یارحمن ، یا رحیم ، یا مقلب القلوب القلب ، ثبت قلبى على دینك (558 ).
 4. از جا برخاستن به احترام نام ((قائم )) آن بزرگوار.
5. توسل به آن حضرت در مشكلات و گرفتارى ها.
6. صدقه براى سلامتى و فرج وجود شریفش .
7. قرائت این دعا كه از خداوند مى خواهیم آن حضرت را به ما بشناساند: اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبیك ، اللهم عرفنى رسولك فانك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك ، اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ظلت عن دینى (559).
 9. شركت در مجالس منسوب به آن حضرت ، مخصوصا مجالس عزادارى جد بزرگوارش حضرت سید الشهدا (علیه السلام ).
10. هدیه اعمال صالحه براى آن حضرت ، مانند زیارت قبور مطهر پدران بزرگوارش ، قرائت قرآن و حج و عمره و طواف .
11. توبه حقیقى از گناهان .
12. متوجه كردن مردم به آن حضرت .